فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

22

مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )

مباحثه توريث ولد ولد با وجود ولد صلبى در شريعت حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلّم حكم ميراث آنست كه چون كسى وفات كند و او را فرزندى صلبى و فرزند فرزندى باشد كه پدر او در حيات جد وفات كرده باشد هر دو برابر ميراث برند بلكه فرزند صلبى حجب ولد ولد مىكند باتفاق جميع علما ، و هرگز خلاف درين باب مسموع نشده بود و كسى را از سلف و خلف گمان نمىبرم كه بر تسويهء در ميراث رفته باشد . نوبتى در دار السلطنهء هراة ، حرّسها اللّه عن الافات ، حضرت خان عالى مكان از علما سؤال فرمودند كه سبب وراثت يا قرابتست يا وصلت نكاحى يا ولايتى و مقتضاى قرابت آنكه چون قريب موجود باشد ميراث برد و نزد وجود فرزند صلبى فرزند فرزند از آن جهة ميراث نمىبرد كه اقرب ازو هست . قياس عقل آنست كه اقرب از طريق او مانع ميراث او گردد نه اقرب مطلقا ، پس اگر فرزند فرزند از فرزندى باشد كه وصلت ميان او و ميت اين فرزند نباشد بلكه فرزندى ديگر باشد كه در حال توريث [ 9 پ ] موجود نباشد تا موجب حجب گردد آن فرزند فرزند ميراث ببرد ، اينست قياس عقل . فامّا اجماع علما برين واقع شده كه فرزند فرزند با وجود فرزند ذكر ميراث نمىبرد خواه فرزند فرزند از فرزند ذكر زنده باشد يا فرزند ذكر وفات كرده در حيات پدر كه جدّ اين فرزند فرزندست و معلوم نيست كه مستند اين اجماع چيست . نقلى صريح از كتاب يا سنت مىبايد آورد كه بعبارته دلالت كند بر آنك فرزند فرزند با وجود فرزند ذكر ميراث نمىبرد و الا مجرّد اجماع علما بىمستندى مسموع نيست و همانا در « ياساى » چنگيز خان چنانست كه فرزند فرزند كه پدر او در حيات جد وفات كند با فرزند صلبى ذكر برابر ميراث مىبرد .